صاحبیکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶

ذکر مصیبت شهادت امام رضا منصور ارضی-ذکر مصیبت شهادت امام رضا منصور ارضی-ذکر م

سخن دوست :امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

ذکر مصیبت شهادت امام رضا منصور ارضی

ذکر مصیبت شهادت امام رضا منصور ارضی

ذکر مصیبت شهادت امام رضا منصور ارضی

ذکر مصیبت شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا علیه السلام-حاج منصور ارضی

“أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ”

قامت سرو در آن کوچه بهم ریخته بود
زهر انگار ز سر تا به قدم ریخته بود
هر قدم، زیر لبش ناله ی یا زهرا داشت
دردها بود که بر زانوی خَم ریخته بود
گفته بود از غمِ خود پیشِ اباصلت کمی
وای اگر دیدی عبا روی سرم ریخته بود…

*اباصلت! من میرم خونه ی مأمون لعنةالله علیه،اگر دیدی عبا به سر کشیدم با من حرف نزن،اباصلت میگه:آقا اومد بیرون از خانه،دیدم عبا به سر گذاشته، هی میان کوچه مینشینه و بر می خیزه*

با سر و صورت و زانو وسط حجره فتاد
همهٔ عرش، کفِ حجرهٔ غم ریخته بود
مثل یک مار گزیده، بخودش می پیچید
یادِ گودال در آنجا ز قلم ریخته بود
خوب شد زودتر از مرگ، جوادش آمد
دید بر جان پدر، زهرِ ستم ریخته بود

*یه مرتبه وارد شد ناله میزد:”اَبَتا….”دوید زانو گرفت سر مقدس رو به زانو قرار داد،صورت به صورت بابا گذاشت، پدر وصیت هاشو کرد،کربلا همه ی اینها برعکس شد، پدر اومد بالای سر پسر*

روی زانوی پسر، جان پدر بر لب شد
روی لبهای پسر نوحه و دم ریخته بود
آه، این واقعه در کرب و بلا بر عکس است
اشکِ بابا به پسر، پیش حرم ریخته بود

*آی حسین….*

پدری پیش پسر با سرِ زانو آمد
چه پسر، آه که سر تا به قدم ریخته بود
إرباً إربا شده بود آن قد و بالای رشید
یک بدن بود ولی چند رقم ریخته بود
دست خواهر که سرِ دوش برادر افتاد
دید احوال حسینش چه بهم ریخته بود
خوب شد آمدی ای خواهر مظلومه ی من
غم عالم بخدا روی سرم ریخته بود

*نمیدونم چه جوری پا شد از رو زمین، صدا زد: “یا فُتْیانَ بَنِی هاشِمٍ” جوانها آمدند،اباالفضل اومد، همه اومدن،عبا رو بردن زیر بدن، از یه طرف سر آویزان بود،خون تازه از گیسوان علی می ریخت،زیر بغل حسین رو گرفتن زینب و عباس،به دنبال بدن آوردن توی خیمه، چنان ناله می زد:علی جان”عَلَى الدُّنيا بَعدَكَ العَفا” حسین…….*

 

به این پست امتیاز دهید.
Likes0Dislikes0
نظرات و ارسال نظر